تبليغاتX
به سین

فارسیا
یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 11:28

 

نوشته ای از دوستم جناب سید عباس سید محمدی با آدرس زیر که به خوانش گذاشته ام: 

http://seyyedmohammadi.blogfa.com

 

درباره ی املای مستقلن/ظاهرن/قبلن/احتمالن

 

بسم الله الرحمن الرحيم.

 مشاهده کردم آقاي پيام يزدانجو و خانم سوسن موسوي املاي مستقلن/ظاهرن/قبلن/احتمالن به کار مي­برند. طبق آقاي اديب­سلطاني، نشريه­ي انديشه و هنر نيز چنين مي­نوشته، و مرحوم صادق هدايت هم اين شيوه را پيشنهاد داده است. بنده فعلاً اين اقدام را صحيح نمي­دانم، و دليلهاي تقريباً مجتهدانه­ام اين گونه است:

            1) شايد بگويند نشانه­ي تنوين نشانه­ي خالص خط عربي است. آگاهيد که اصولاً همه­ي حروف الفباي ما يا خالصاً عربي­اند، يا ناخالصاً. ناخالص: «پ»، «چ»، «ژ»، و «گ». ناخالص که عرض کردم يعني «ب» و «ج» و «ز» و «ک» عربي را دستکاري و براي صداهاي فارسي استفاده کرده­اند. حتا تا مدتي براي صداي «گ» از همان نشانه­ي «ک» استفاده مي­کردند؛ و به همين ترتيب. شايد «ي»ي ابتر همزه­شکل («خانة» و امثال آن) نشانه­ي ويژه­ي فارسي باشد. خُب. اگر پرهيز از نشانه­ي تنوين (نصب و جرّ و رفع) به دليل خالصاً عربي بودنش باشد، اين ويژگي ِ همه­ يا اکثر کاراکترهاي خط عربي­ـ فارسي ماست. پس دليل ضعيف است. (الان اطمينان ندارم که «پ» و «چ» و «ژ» و «گ» دقيقاً تغييريافته­ی کدام حروف هستند.)

            2) اگر غرض حل کردن مشکل باشد، اتفاقاً ممکن است اين شيوه خودش مشکل جديد بسازد. مثال: «بدون» يعني badvan  يا  bedun-e ؟

            3) اهل فصاحت مي­گويند که تنوين را به واژه­هاي خالص فارسي (و خُب همچنين اروپائي) اضافه نکنيد. تلفناً، ايميلاً، اينترنتاً، گاهاً، خانوادتاً. خُب اگر الان که نشانه­ي فعلي تنوين کاملاً آشکار است، اين تعداد واژه­ي «فصاحتاً» غلط را با استفاده از تنوين ساخته­ايم، آيا با جايگزين ساختن نشانه­ي تنوين با «ـَن» (و «ـِن» و «ـُن») اين خطر وجود ندارد که تنوين را بي­باکانه به کلمات فارسي و انگليسي و ... اضافه کنيم؟ توضيح: مي­توان آژير کشيد که «گاهاً» فصيح نيست، چون تصوري از «فارسي بودن «گاه»» و «عربي بودن نشانه­ي تنوين» وجود دارد، ولي آيا املائي مانند «گاهن» و «ايميلن»، با سيمائي کاملاً فارسي هم به همان اندازه دافعه ايجاد مي­کند؟ نتيجه: خطر کاستي يافتن فصاحت فارسي.

            4) اگر دليل اين شيوه پيروي از اصل همخواني نوشتار و گفتار باشد، اولاً توجه کنيد که اين اصل عملاً فقط تا حدّي «شدني» است. عبدالله را چه گونه بنويسيم؟ عبدلاه؟ ابدلاه؟ جمادي­الثانيه را چه طور؟ جمادثّانيه؟ بسم الله الرحمن الرحيم را چه طور؟ بسم لّاه رّحمان رّحيم؟ بسملاهرحمانرحيم؟ ثانياً گويا خط کنوني ما، با همه­ي اشکالات «ذاتي»اش، در اين مورد از خط انگليسي بهتر است. ثالثاً اين شيوه ممکن است در گام بعد به تبديل «مسلّم» به «مسللم» بيانجامد، که خود مشکلي جديد است، چون تشديد دقيقاً به معناي «تکرار» نيست. رابعاً حتا خود «ظاهرن» را هم بايد «زاهرن» و «مثلن» را هم «مسلن» نوشت، که مغاير با اصل انتخاب درست­ترين شکل از نظر ريشه­شناسي است.

            5) به­کاربرندگان اين شيوه ظاهراً از اهميت «ريشه­شناسي» غفلت کرده­اند. آقاي فريبرز مجيدي، در ضبط تلفظ نامهاي اروپائی از «ث» و «ذ» استفاده نمی­کند، و جالب است که جايگزين «ث» در انگليسی «ت» و در اسپانيائی «س» است. ايضاً طبق ايشان جايگزين «ذ» در همه جا «د» است.  اي آقاي فريبرز مجيدي! اي دوستان! درست است که صداهاي «ث» و «ذ» را در فارسي امروزين جز در صحبت کردن نوک زباني نمي­شنويم، ولي وجود اين کاراکترها را بايد مغتنم بشماريم. براي نشان دادن صداي «ث» و «ذ» در زبانهاي ايراني باستان بايد چه کار کنيم؟ يا وقتي تلفظ واقعاً «مکبث» و «آرثر« و «راذرفورد» است، به کدام توجيه زبانشـــــناختي و ... بايد از کاربرد «ث» و «ذ»  در «املا» دوري کنيم؟ واقعاً چرا بايد Francisco Gómez de Quevedo y Villegas را به جاي فرانثيسكو گومث ده كِوِذو اي ويليگاس به صورت فرانسيسکو گومس ده کِوِدو اي ويليگاس بنويسيم؟

 

نوشته ای از دوست عزیزم دکتر طبسی را هم در همین زمینه بخوانید:

http://hamidtabasi.blogfa.com/

 

نوشته شده توسط حمید تقی آبادی | موضوع: | لینک ثابت |