تبليغاتX
به سین

چشما
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 ساعت 17:13
 

حتی اگرنشنود این آواز را

که چه می کشم از حیرت این همه راه

و پشت هر خط

نقطه ای بگذارد .... از مرز

كه

: «‌ از رمز خسته ام... »

از نای من به حنجره ام خطی ست

که راهم را رسم کرده است

و می گذارد

ادامه ی این چشم را

در خط های حاشیه دنبال کنم

و هیچ نپرسم:

« این روزها

سرمه در آواز چه چشمی ریخته ای

که اینچنین

پلکهای درخشان داری؟ »

 

نوشته شده توسط حمید تقی آبادی | موضوع: | لینک ثابت |